ستایش
ستایش
یک قطعه شعر
نوت : دوست نهایت عزیزم پسرنداشتند همیشه ازین لحاظ رنج میبردند.
سیاسی - اجتماعی و فرهنگی |
ستایش
یک قطعه شعر
نوت : دوست نهایت عزیزم پسرنداشتند همیشه ازین لحاظ رنج میبردند.
میله سمنک
نوشته از فضل الحق ملک زاده
سمنک از زمانهای قدیم به این طرف در وطن عزیزما رواج داشته و مردم کشور ما بنام سمنک اشنائی کامل دارند.
سال نو،ارمغان جشن نوروزی ![]()

نوشته از فضل الحق ( ملک زاده )
نوروز بمثابه سر اغاز فصل بهار یعنی روز نو- ماه نو - سال نو – و اندیشهای و طرز تفکر و دیدگاه های نو و بلاخره کارو فعالیت زندگی نو را برای همه هموطنان عزیزخویش و همجنین برای انعده ازهموطنانیکه دور از وطن در دیارغربت و بیوطنی قرار دارند.
یادی از جمشید!
داستان !
لاله کو مشهور به ( ماما فیضو) شخص مسلمان صادق و مهربان پر کار که انهم زارع یا دهقان بود.
مشکیلات در تربیت کودک
بر گردان- فضل الحق ( ملک زاده )
بیائید به برخی مشکلات رشدی ورفتاری معمول ودرد سرهای که برای خانواده ایجاد میشود. نظراندازیم .
(هشتم مارچ ) روزجهانی زنان
گرامی باد
نوشته. ملکزاده
ای زنان غیور و زحمت افرین میهن افغان! سلام و هزار سلام بر شما نسلهای مشعل درخشان !
دلیر مرد راه وطن ارکانحرب پیلوت عبدالقاهر
یاد شان برای همیش گرامی باد
نوشته. فضل الحق ملک زاده
پیلوت عبدالقاهر فرزند ملک عبدالستارخان در قریه توغبیردی در جوار دریای غوربند درشرق ولایت پروان چشم به جهان گشود.
فرهیخته بانوی افغان شهید ظاهره
نوشته. فضل الحق ملک زاده

در عزأی سالروز سفرش به دیار ابدیت خاطره هایش گرامی وروح پاک شان برای همیش جاویدان
هشتم مارچ ( فریاد زن)
نوشته. فضل الحق ملک زاده 
کشور باستانی ما ، افغانستان و تاریخ مبارزین و ازادی خواهان ملت ما از گزشته ها بدین طرف ، مبارزه ، مردم کشور ما ، جهان را بصدا در اورد.
سال نو - جشن دهقان
( یا روز قلبه کشی)
نوشته . فضل الحق ملک زاده 
حلول جشن نوروز دل افروز، بهارنو، واغازسال نو 1386خورشیدی رابرای همه هموطنان شریف و نجیب کشورما که در داخل و خارج ازکشورمحبوب ما افغانستان قرار دارند.
در خارج از کشور
نوشته :- فضل الحق ( ملک زاده )
قسمیکه معلوم و هویدآست. این یک واقعیت طبیعی و عینی در جامعه انسانی ایکه ما در ان زندگی و حیات بسر میبریم

نوشته فضل الحق ( ملک زاده)
بزرگ راهی که خطوط مواصلاتی شاهراه - 13 ولایات شمال کشور را با پایتخت افغانستان وصیل مینماید.
گفت و شنود !
مرزا جان وکاکوجان دو دوست سابقه که بعد از مدت چندین سال یکدیگر خود رادریکی از شهر ها پیدا نمودند.
نوشته- فضل الحق ( ملک زاده)
داستان به شکل طنز ! ![]()
در اواخیر قرن 19 و اوایل قرن بیستم سه برادر قد و نیم قد بنامهای اکو خان – بکوخان- سکو خان از یک فامیل متعصب مذهبی و هر سه برادر در زمان طفولیت جبرأ از طرف فامیل به خاطر فرا گرفتن دروس مذهبی در مسجد اعزام میشدند
نوشته. فضل الحق( ملک زاده
لالا شمسو و لالا بدرو از طفولیت با هم دوست وهمراز یکدیگر بودند . در راه مکتب در شهر و بازار در قریه وقصبات با هم یکجا رفت و امد داشتند.
|
|
BLOGFA.COM |
|